تبليغاتX
basijii
basijii
اللّهمّ اجعل عواقب أمورنا خيرا...

کمپین یک میلیوني حجاب زنان امریکایی در حمايت از زن مسلمان +عكس

لورالین ولاند تیلور یک معلم مدرسه در دیترویت که به مدت شش روز حجاب بر سر خود گذاشت، در صفحه فیس بوک خود می‌نویسد: «پوشیدن حجاب و نه چیز دیگر، امکان برقراری ارتباط و سخن گفتن را افزایش می‌دهد. هر روز که من حجاب می‌پوشیدم می‌توانستم با کسانی که در این مورد فعال بودند، رابطه بهتری برقرار کنم.»

دوم فروردين ماه سال جاري در حالي‌كه شيما العوضي زن عراقي كه مادر پنج فرزند بود، در خانه‌اش در كاليفرنيا به صرف داشتن حجاب به قتل رسيد و در كنار جسد وي، اين يادداشت كه "تروريست به خانه‌ات برگرد" يافت شد، شايد كسي تصور نمي‌كرد، در ظرف كمتر از چند روز يك كمپين بزرگ در حمايت از حجاب در امريكا شكل بگيرد.

در پي اين اقدام وحشيانه، بسياري از زنان غيرمسلمان در امريکا تصاويري از خود را که در آن‌ها روسري بر سر دارند، بر روي صفحه "يک ميليون حجاب براي شيما العوضي" که اخيرا در وب سايت فيس بوک ايجاد شده، بارگذاري کرده اند.

بر اساس گزارش سایت اوباما به نقل از هافینگتون پست، صدها زن غیرمسلمان آمریکایی در حمایت از شیما الاوادی زن عراقی که طی روزهای اخیر، به خاطر استفاده از حجاب کشته شد، حجاب بر سر کردند. 
 
الاوادی مهاجر عراقی ساکن کالیفرنیا و مادر 5 فرزند بود که در 24 مارس، 3 روز پس از ضرب و شتم توسط گروه‌های نژادپرست، کشته شد.
 
جین یونس مدیر کلیسای «بونیتا ولی» کالیفرنیا در یکشنبه آتی و در عید پاک، کلاه بر سر نخواهد گذاشت و در عوض، بخاطر ادای احترام و ابزار حمایت از خانواده و دوستان شیما الاوادی، روسری اسلامی به سر خواهد کرد. 
 
این زن 59 ساله در این زمینه می‌گوید: «انتظار می‌رفت که واکنشی جدی نسبت به این جنایت، از سوی دولت صورت پذیرد اما چنین نشد». 
 
وی یکی از زنان غیر مسلمان آمریکایی است که در کمپین یک میلیون حجاب در حمایت از شیما الاوادی شرکت کرده و عکس خود را با روسری به یک صفحه فیس بوکی که متعلق به همین کمپین است ارسال کرده است. 
 


 
براساس این گزارش، این صفحه را تاکنون بیش از 11 هزار نفر از مسلمانان، کاتولیک‌ها، یهودیان، کویکرها، منونیت‌ها و حتی بی‌خدایان لایک کرده‌اند و صدها عکس با حجاب از خود را به اشتراک گذارده‌اند. 

الاوادی 32 ساله، در سال 1993 در زمان حکومت صدام از عراق فرار کرد و در دیربورن میشیگان سکنی گزید. وی سپس برای کار در نیروی نظامی آمریکا به همراه همسر خود به کالیفرنیا نقل مکان کرد.

هافینگتن‌پست ادامه داد: در حالی که هنوز قاتل الاوادی دستگیر نشده اما بسیاری از حامیان وی نگرانند که بخاطر وجود حس ضد اسلامی در آمریکا، قتل الاوادی نادیده گرفته شود.


 
در صفحه فیس بوکی این کمپین اظهار نظرهای متعددی به چشم می‌خورد. کارن استریتر اهل پاسادینای کالیفرنیا می‌نویسد: «من عاشق مسیحیت هستم اما در آوریل به عنوان یک نمازگزار حجاب بر سر می‌کنم».


جودیث کسترو می‌گوید این امر بسیار غم انگیز است که دیگران بخاطر حجابی که داری به نحو دیگری با تو برخورد کنند.


 

لورالین ولاند تیلور یک معلم مدرسه در دیترویت که به مدت شش روز حجاب بر سر خود گذاشت، در صفحه فیس بوک خود می‌نویسد: «پوشیدن حجاب و نه چیز دیگر، امکان برقراری ارتباط و سخن گفتن را افزایش می‌دهد. هر روز که من حجاب می‌پوشیدم می‌توانستم با کسانی که در این مورد فعال بودند، رابطه بهتری برقرار کنم»

تظاهرات متعددی در حمایت از حجاب در دانشگاه‌های مختلف آمریکا از جمله دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل، دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، دانشگاه میشیگان در آن آربور و دانشگاه کالیفرنیا در یروین، برگزار شده است.
 








نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط حبيب الله



http://www.rajanews.com/PrintFriendly.asp?id=120701


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم فروردین 1391 توسط حبيب الله



http://jahannews.com/vdccpoqip2bqx08.ala2.html


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1390 توسط حبيب الله



26/10/1389

شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif
«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرِينٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْكَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه»
شافی، صفحه‌ى 652
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif
فى الفقيه، عن الصّادق (عليه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند]: «من لم يكن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوّه من عنقه». اولين چيزى كه موجب ميشود كه انسان بتواند در مقابل دشمنش - كه مراد، شيطان است - ايستادگى كند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است كه:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذكر بيدار، انسان را نصيحت ميكند، موعظه ميكند. يكى از بهترين وسائلِ اينكه انسان قلب را وادار كند به موعظه‌ى خود و فعال كند در موعظه‌ى خود، همين دعاهاست، دعاهاى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه و ساير دعاها - و سحرخيزى؛ اينها دل انسان را به عنوان يك ناصح براى انسان قرار ميدهد. اول اين است: «واعظ من قلبه».

[دوم اینكه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود يك زجركننده‌اى، منع‌كننده‌اى، هشداردهنده‌اى داشته باشد. اگر اين دو تا نبود، «و لم يكن له قرين مرشد»، يك دوستى، همراهى كه او را ارشاد كند، به او كمك كند، راهنمائى كند، اين را هم نداشته باشد - كه اين، سومى است - كه اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدايت كند و مهار نفسِ خودش را در دست بگيرد، [باید] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همينى كه فرمودند: «من يذكّركم اللَّه رؤيته»، كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد؛ اگر اين هم نبود، «استمكن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطيع كرده است؛ دشمنِ خود را مسلط كرده است بر خود و بر گردن خود، كه سوار بشود. كه [منظور از] دشمن، همان شيطان است. اينها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصيحت كند. بهترين نصحيت كننده‌ى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نميشود. هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را.




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 توسط حبيب الله



دریافت فایل متنی




نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390 توسط حبيب الله



باسمه تعالی

اهميت و وجوب امر به معروف و نهي از منكر

 وجوب امر به معروف و نهی از منکر

چرا اسلام و قرآن امر به معروف و نهي از منكر را واجب كرده است ؟

از مجموع آيات و رواياتي كه در موضوع امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد استفاده مي شود كه اسلام مي خواهد همه افراد جامعه اسلامي به گونه اي تربيت شوند كه در برابر رفتار همديگر احساس مسئوليت كنند زيرا روشن است كه مصالح و سعادت دنيوي و اخروي افراد جامعه به يكديگر مرتبط است و اعمال و رفتار افراد اجتماع در سرنوشت يكديگر تأثير مي گذارد و آثار صلاح و فساد افراد ، تنها به خود آنها محدود نمي شود ، بلكه نتيجه مثبت و منفي بسياري از اعمال اعضاي جامعه ، به كساني بر مي گردد كه در آن جامعه زندگي مي كنند ؛ براي مثال سود و زيان رعايت يا عدم رعايت قوانين اجتماعي به همه مي رسد . كارهاي خوب نيكوكاران در سعادت ديگران مؤثر است و كارهاي بد بدكاران نيز در جامعه اثر مي گذارد و اساساً افراد جامعه ، مانند اعضاي يك پيكرند كه اگر يكي از عضوها سلامت خود را از دست بدهد ، ديگر اعضا را نيز با مشكل روبرو مي كند . از همين رو ، حتي در جوامع غربي كه فردگرايند و معمولاً در كار يكديگر دخالت نمي كنند ، درباره ي اموري كه آثار منفي در جامعه دارد و منافع مادي آنان را به خطر مي اندازد ، حساسيت نشان داده و درباره اين گونه امور ، نظارت و كنترل دارند . از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  نقل شده است كه فرمود :

يك فرد گناهكار در ميان مردم ، همانند كسي است كه با جمعي سوار بر كشتي شود و به هنگامي كه در وسط دريا قرار گيرد ، تبري برداشته و به سوراخ كردن موضعي كه در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض كنند ، در جواب بگويد : من در سهم خود تصرف مي كنم . اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند ، طولي نمي كشد كه آب دريا به داخل كشتي نفوذ كرده و يك باره همگي در دريا غرق مي شوند .

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  با اين مثال زيبا ، منطقي بودن وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را مجسم ساخته و نظارت فرد بر اجتماع را يك حق طبيعي مي داند كه ناشي از پيوند سرنوشت هاست . بنابراين ، يكي از ادله وجوب امر به معروف و نهي از منكر ، پيوند سرنوشت انسان ها به يكديگر در دنياست و علاقه به سرنوشت خود و ديگران اقتضا مي كند كه انسان مسلمان ، براي ايجاد جامعه اي سالم - كه سرشار از خوبي ها و تهي از بدي هاست - بكوشد . افزون بر اين اسلام به مهرورزي ، مهرباني و دستگيري از انسان هاي نيازمند ، اهميت ويژه اي داده است و محبوبترين مردم را كسي مي داند كه وجودش براي ديگران سودمند تر باشد . از همين رو ، اموري مانند دستگيري از فقرا و مستمندان ، رسيدگي به بيماران و سرپرستي از يتيمان ، از ارزش والايي برخوردار است . حال كه چنين است آيا ممكن است اسلام به نيازمندي هاي معنوي مؤمنان بي توجه باشد و آيا ممكن است كه انسان در برابر ديگران مهربان بوده و از اين كه آنان به راهي بروند كه پايانش جهنم و غضب الهي است بي تفاوت باشد ؟

پاسخ اين دو پرسش منفي است و مهرورزي به ديگران اقتضا مي كند كه مؤمنان همواره بر رفتار و كردار يكديگر نظارت داشته باشند و بكوشند همه آحاد جامعه اسلامي ، آينده اي سعادتمند در بهشت جاويدان داشته باشند و در پي چنين تلاش فراگيري است كه جامعه اسلامي ، مدال بهترين امت را دريافت خواهد كرد :

« كُنتُم خَيرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ . . . »؛ شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شده ايد ، به كار پسنديده فرمان مي دهيد و از كار ناپسند باز مي داريد .

جامعه اسلامي در چنين شرايطي ، كه به امر به معروف و نهي از منكر عمل مي كند ، به فلاح و رستگاري خواهد رسيد .

« ولتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ يَدعونَ اِلَي الخَيرِ و يأمُرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عنِ المُنكَرِ و اُلئِك هُمُ المُفلِحون »؛ و بايد از ميان شما گروهي به نيكي دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتي باز دارند و آنان همان رستگارانند .

در چنين جامعه اي راه ها امن ، تجارت و كاسبي مردم حلال ، ريشه ي هر گونه ظلم و جور خشكيده و زمين آباد مي شود و با انتقام گرفتن از دشمنان همه كارها رو به راه مي گردد .

تعابیر آیات امر به معروف و نهی از منکر

آيات قرآن با چه تعابيري امر به معروف و نهي از منكر را بيان كرده و اين موارد در كدام سوره و آيه آمده است ؟

قرآن كريم با تعبيرهايي گوناگون به موضوع امر به معروف و نهي از منكر پرداخته است :

1.در چند آيه از قرآن تعبير امر به معروف و نهي از منكر در كنار يكديگر به كار رفته است مانند آيه 71 سوره توبه :

« والمؤمِنونَ والمؤمِناتُ بَعضُهُم اَولياءُ بَعضٍ يأمُرونَ بالمَعروفِ و يَنهونَ عَنِ المُنكَرِ . . . » ؛ و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند ، كه به كارهاي پسنديده وامي دارند و از كارهاي ناپسند باز مي دارند .

در آيه 112 توبه ، 157 اعراف ، آيات 104 ، 110 و 114 آْ عمران ، 41 حج و 17 لقمان نيز امر به معروف و نهي از منكر در كنار هم آمده است .

2.در شماري از آيات ، مفهوم امر به معروف و نهي از منكر با تعبيرهايي مانند امر به عدل ( نحل ، آيه 90) امر به قسط ( آل عمران ، آيه 21 ) نهي از سوء (اعراف ، آيه 165 )نهي از فحشا ( نحل ، آيه 90 ) نهي از فساد ( هود ،آيه 116 ) و نهي از اثم ( مائده ، آيه 63 ) بيان شده است .

3.در برخي از آيات به ويژه در قصص قرآني ، نيز بدون تصريح به واژه معروف يا منكر ، مصاديقي از امر به معروف و نهي از منكر ، به وسيله مصلحان جامعه گزارش شده است ؛ براي مثال قرآن كريم در آيه 63 سوره مائده دانشمندان يهودي و مسيحي را به دليل اين كه مردم خود را از حرام خواري منع نكرده اند نكوهش كرده است . محتواي اين آيات بر لزوم امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي و نكوهش و هلاكت امت هاي پيشين ، بر اثر ترك اين دو فريضه دلالت دارد . فقيهان براي وجوب امر به معروف و نهي از منكر به بيشتر اين آيات استدلال كرده اند .

وجوب عینی یا کفایی امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهي از منكر واجب عيني است يا كفايي ؟

واجب عيني  - مانند نماز - شامل همه مكلفان شده و با انجام دادن بعضي وجوب آن از ديگران برداشته نمي شود ؛ بر خلاف واجب كفايي - مانند  وجوب دفن انسان مؤمني كه از دنيا رفته است - كه با انجام دادن برخي از ديگران ساقط مي شود .

فقها و مفسران درباره اين كه وجوب امر به معروف و نهي از منكر عيني است يا كفايي ، اختلاف نظر دارند و آن را اغلب در ذيل  آيه 104 آل عمران طرح كرده اند :

« ولتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ يَدعونَ اِلَي الخَيرِ و يأمُرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عنِ المُنكَرِ و اُلئِك هُمُ المُفلِحون »

اكثر مفسران در اين آيه ، « مِنْ » در « مِنكُم » را تبعيضيه دانسته ووجوب كفايي را نتيجه گرفته اند  ؛ يعني امر به معروف و نهي از منكر بر همه شما واجب نيست ؛ زيرا همه براي اين كار شايستگي لازم را ندارند ، بلكه بايد گروهي از شما كه با معروف و منكر و شرايط امر به معروف و نهي از منكرآشنا هستند ، به اين مهم مبادرت ورزند .

كساني كه به وجوب كفايي اعتقاد دارند ، افزون بر اين كه به آيه فوق استدلال كرده اند ، در وجه كفايي بودن امر به معروف و نهي از منكر گفته اند كه با تحقق غرض شارع ( تحقق معروف و از ميان رفتن منكر ) وجوب از ديگران برداشته مي شود . استفاده از وجوب كفايي از آيه خدشه پذير است ؛ زيرا آيه فقط دلالت مي كند كه امر به معروف و نهي از منكر بر همه واجب نيست ، چون همه شرايط آن را ندارند و ساقط شدن واجب از غير واجدان شرايط ، به معناي وجوب كفايي نيست ، چنان كه ساقط شدن وجوب حج از غير افراد مستطيع دليل بر كفايي بودن آن نيست .

در برابر ، بعضي فقها با تمسك به عموم آيات و روايات ، به وجوب عيني امر به معروف و نهي از منكر قائل شده اند . مستند آنان آيه 110 آل عمران است : « كُنتُم خَيرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ . . . » ؛ زيرا خطاب آيه عموم مسلمانان بوده و وظيفه امر به معروف و نهي از منكر بر عهده همه است . اينان « مِنْ » را در آيه 104 آل عمران « ولتَكُن مِنكُم » بيانيه و  به معناي « كونوا امة » گرفته و خطاب آيه را عام دانسته اند . به نظر مي رسد براي اثبات وجوب عيني ، استدلال به شمول و عام بودن خطاب صحيح نباشد ؛ زيرا هم در واجب كفايي و هم در واجب عيني ، خطاب عام است و تفاوت فقط در اين است كه در واجب كفايي با تحقق غرض شارع ، وجوب از ديگران ساقط مي شود . به علاوه اصولاً اختلاف در عيني يا كفايي بودن اين دو فرضيه ، بي ثمر و حداقل كم ثمر است . زيرا در صورتي كه با امر و نهي غرض ( تحقق معروف و مرتفع شدن منكر ) محقق شود و نيز در صورتي كه به مقدار كافي به امر و نهي اقدام شود ، به گونه اي كه قيام ديگران بي فايده باشد ، همه فقها حتي آنان كه وجوب آن را عيني مي دانند ، به سقوط وجوب از ديگران قائل اند . با وجود اين برخي نتيجه ي اين اختلاف نظر را در قالب مثالي اين گونه توضيح داده اند : اگر در شهري شخصي نماز نمي خواند يا شراب مي نوشد و در آن شهر فقط ده نفر واجد شرايط وجود دارند ، اگر يكي از ده نفر امر و نهي كرد و تأثير سخن او در حد گمان قوي (ظن ) است - در صورتي كه وجوب را كفايي بدانيم - همين اقدام شخص اول پيش از حصول نتيجه ، وجوب را از نه نفر ديگر ساقط مي كند و چنان چه عيني بدانيم ساقط نمي كند .

احتمال ديگر اين است كه تنها مرتبه ي نخست امر به معروف و نهي از منكر ، ( انكار قلبي ) واجب عيني باشد ؛ به اين معنا كه در قلب از ترك واجب و ارتكاب منكر انزجار داشته باشد ، اما مرتبه دوم ( انكار زباني ) عيني نبوده و مرحله سوم ( انكار عملي ) نيز كفايي است .

آیه « يا ايُّها الّذينَ ءامَنوا عَلَيكُم أنفُسَكُم... » چگونه با وجوب امر به معروف و نهی از منکر سازگار است؟

آيه 105 سوره مائده كه مي فرمايد : اگر شخصي مراقب خويش بوده و براي اصلاح خويش اقدام كند لازم نيست نگران عملكرد ديگر افراد جامعه باشد ؛ زيرا هنگامي كه شخص هدايت يافته باشد ، گمراهي ديگران به او ضرر نمي زند : « يا ايُّها الّذينَ ءامَنوا عَلَيكُم أنفُسَكُم لا يَضُرُّكُم مَن ضَلَّ إذا اهتَدَيتُم اِلَي اللهِ مَرجِعُكُم» اين آيه چگونه با وجوب امر به معروف و نهي از منكر سازگار است و آيا بر عدم وجوب آن دلالت مي كند ؟

در آيه مزبور سخن از هدايت است و انسان آن گاه هدايت يافته است كه به وظايف خويش ، از جمله امر به معروف و نهي از منكر عمل كرده باشد و شكي نيست كه در اين مورد ، گمراهي ديگران به او ضرري نمي زند .همچنين در صورتي كه زمينه براي انجام دادن اين تكليف فراهم نباشد گمراهي ديگران به او زياني نمي رساند . افزون بر اين آيه در مقام بيان اين واقعيت است كه مؤمنان بايد در راهشان ثابت قدم باشند و گمراهي ديگران آنان را متزلزل نسازد ؛ زيرا گمراهي آنان به مؤمنان ضرري نمي رساند ؛ به عبارت ديگر ، انسان بايد در انتخاب مسير حق و تفكر صحيح ، تحت تأثير جامعه قرار نگيرد . حق ، حق است ، گرچه بيشتر افراد از آن روي بگردانند و باطل ، باطل است گرچه بيشترين افراد به آن روي آورند . هم چنان كه حضرت علي عليه السلام مي فرمايد : در مسير هدايت به سبب اندك بودن رهروانش وحشت نكنيد . هم چنين اين آيه نمي تواند ناسخ آيات وجوب امر به معروف و نهي از منكر باشد ؛ زيرا اين آيات ، به روشني و بدون هيچ ابهامي بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر دلالت مي كند و روايات و نيز دليل عقلي ، مؤيد اين آيه است و بر لزوم اين دو وظيفه دلالت مي كند . بنابراين آيات امر به معروف و نهي از منكر نسخ را بر نمي تابد.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

اهميت امر به معروف و نهي از منكر چگونه از قرآن استفاده مي شود ؟

اهميت و اهتمام لزوم همه ي مسلمانان به اين دو واجب به خوبي از قرآن كريم استفاده مي شود و در اين باره مي توان به آيات فراواني استناد كرد ؛ براي مثال آيه 114 آل عمران ، اين دو واجب در كنار ايمان به خدا و آخرت آمده است و در آيه ديگر ، همان گونه كه از برخي اهل كتاب به دليل ايمان به خدا و آخرت و پذيرش اسلام تمجيد مي كند ، از آنان به دليل امر به معروف و نهي از منكر نيز ستايش مي نمايد و خيلي روشن است كه بيان امر به معروف و نهي از منكر در كنار ايمان ، نشان از اهميت اين دو واجب مي باشد : « يُؤمِنونَ بِاللهِ واليَومِ الأخِرِ وَ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ و يَنهونَ عَنِ المُنكَرِ . . .  » . گاهي در اين آيات امر به معروف و نهي از منكر پيش از برپا داشتن نماز و پرداخت زكات ذكر شده و توجه و اهتمام به اين واجبات ، از ويژگي مردان و زنان با ايمان شمرده شده است  :

« وَالمؤمِنونَ والمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولياءُ بَعضٍ يأمُرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكوةَ . . . »؛ و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند ، كه به كارهاي پسنديده وا مي دارند و از كارهاي ناپسند باز مي دارند و نماز را بر پا مي كنند و زكات مي دهند .

هم چنين قرآن كريم امر به معروف و نهي از منكر را سنت و كار خداوند دانسته است :

« إنَّ اللهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ والاِحسانِ و التايءِ ذي القُربَي و يَنهَي عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنكَرِ والبَغيِ . . . » ؛ در حقيقت خدا به دادگري و نيكوكاري و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مي دارد .

بر اساس روايتي از پيغمبر اكرم آمران به معروف و ناهيان از منكر ، جانشينان خداوند در عمل به اين وظيفه اند .

 اهميت امر به معروف و نهي از منكر از آيه 110 آل عمران نيز به روشني استفاده مي شود ؛ زيرا رمز برتري امت اسلامي بر ديگر امت ها معرفي شده است :

« كُنتُم خَيرَ اُمَةٍ اُخرِجَت للنَّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ و تَنهونَ عَن المُنكَرِ . . . » ؛ شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شده ايد ، به كار پسنديده فرمان مي دهيد و از كار ناپسند باز مي داريد .

همچنين از اين كه مسلمانان بر اساس آيه 104 آل عمران مأمور شده اند كه براي انجام دادن هر چه بهتر امر به معروف و نهي از منكر ، گروه و تشكيلاتي توانمند فراهم آورند ، اهميت اين دو وظيفه استفاده مي شود :

« وَلتَكُن مِنكُم اُمَّةٌ يَدعونَ إلَي الخَيرِ وَ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ يَنهُونَ عَن المُنكَرِ و اولَئِكَ هُمُ المُفلِحون » ؛ و بايد از ميان شما گروهي به نيكي دعوت كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند و آنان همان رستگارانند .

امر به معروف و نهی از منکر در ادیان دیگر

آيا امر به معروف و نهي از منكر در اديان ديگر هم بوده است ؟

اين دو فريضه ويژه اسلام نيست و در شرايع پيشين نيز واجب بوده است . از همين رو ، جمعي از ربانيون ( دانشمندان مسيحي ) و احبار ( دانشمندان يهودي ) كه از گفتار گناه آلود و خوردن حرام نهي نمي كردند ، نكوهش شده اند :

« لَولا يَنهَهُمُ الرَّبَنيِّونَ و الاحبارُ عَن قَولِهِمُ الاِثمَ و أكلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ ما كانوا يَصنَعون»؛ چرا دانشمندان مسيحي و يهودي آنان را از گفتار گناه (آلود) و حرام خوارگي شان باز نمي دارند ؟ راستي چه بد است آنچه انجام مي دادند .

شماري از بني اسرائيل بر اثر كفر و عصيان و تجاوز از فرمان خدا و به دليل ترك نهي از منكر از سوي داوود و عيسي عليهماالسلام لعنت شدند :

« لُعِنَ الَّذينَ كَفَروا مِن بَني إسرائيلَ عَلي لِسانَ داوُدَ و عيسي ابنِ مَريَمَ ذَلِكَ بِما عَصَوا و كانُوا يَعتَدون * كانوا لايَتَناهَونَ عَن مُنكَرٍ فَعَلوهُ »؛ از ميان بني اسرائيل آنان كه كفر ورزيدند ، به زبان داوود و عيسي بن مريم مورد لعنت قرار گرفتند . اين ( كيفر ) از آن روي بود كه عصيان ورزيده و ( از فرمان خدا) تجاوز مي كردند و از كار زشتي كه آن را مرتكب مي شدند يكديگر را نهي نمي كردند .

بر اساس روايتي از امام باقر عليه السلام ، داوود عليه السلام اهالي شهر ساحلي ايله را - كه به اصحاب سبت معروف اند - و عيسي عليه السلام جمعي از پيروان خود را لعنت كرد كه پس از نزول مائده و غذاي آسماني ، راه كفر را در پيش گرفتند . از داستان اصحاب سبت كه در سوره اعراف ( آيات 163 - 166 ) آمده است استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر در ميان يهوديان واجب بوده است . جمعي از بني اسرائيل كه نهي از منكر نمي كردند ، با مرتكبان منكر هلاك شدند و تنها گروهي از آنها نجات يافتند كه وظيفه خود را انجام داده و نهي از منكر كردند. در آيه 116 ، هود بني اسرائيل را عتاب مي كند كه چرا در نسل هاي پيشين شما جز گروهي اندك ، خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند :

« فَلَولا كَانَ مِنَ القُرونِ مِن قَبلِكُم اولو بَقِيَّةٍ يَنهَونَ عَنِ الفِسادِ فِي الاَرضِ » .

از نصايح لقمان به فرزندش نيز استفاده مي شود كه امر به معروف در شرايع پيشين واجب بوده است :

« يَبُنَيَّ اَقِمِ الصَّلوةَ وأمُر بِالمَعروفِ وانهَ عَنِ المُنكَرِ واصبِر عَلي ما أَصابَكَ »؛ اي پسر من ! نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن و بر آسيبي كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش .

 با اين كه از آيات قرآن استفاده مي شود اين دو فريضه در ديگر اديان نيز واجب بوده است ، ولي به نظر مي رسد امر به معروف و نهي از منكر در شريعت اسلام در مقايسه با اديان ديگر از اهميت بيشتري برخوردار است ؛ و از همين رو قرآن كريم يكي از اوصاف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را در تورات ، امر به معروف و نهي از منكر بر شمرده است :

« اَلَّذينَ يَتَبِعونَ الرَّسولَ النَّبِيَّ الاُمّيَّ الَّذي يَجِدونَهُ مَكتوبًا عِندَهُم فِي التَّورَةِ و الإنجيلِ يَأمُرونَهُم بِالمَعروفِ و يَنهَهُم عَنِ المُنكَرِ . . . »؛ همانان كه از اين فرستاده ، پيامبر درس نخوانده - كه نام او را در تورات و انجيل نوشته مي يابند - پيروي مي كنند ( همان پيامبري كه آنان را به كار پسنديده فرمان مي دهد و از كار ناپسند باز مي دارد . . . ) .

شايد اهميت فوق العاده امر به معروف و نهي از منكر در اسلام از آن روست كه اين دين براي همه ي مردم در تمام عصرها تشريع شده است ؛ چنان كه در آيه 28 سوره سبأ خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  او را بشارت گر ( بشير ) و هشدار دهنده ( نذير ) همه مردم مي داند و به تعبيري حوزه ي مأموريت آن حضرت را همه مردم مي داند : « و مَا أرسَلنَاكَ إلّا كافَّةً لِلنَّاسِ بَشيرًا و نَذيرًا . . . » .

در سوره آل عمران آيه 19 اسلام را تنها دين پذيرفته شده نزد خداوند معرفي كرده است : « إنَّ الَّدينَ عِندَ اللهِ الاِسلَام » و در سوره احزاب ( آيه 40 ) پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  را پايان بخش پيامبران بر شمرده است :

« ما كانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِن رِجالِكُم ولَكِن رَسولَ اللهِ و خاتَمَ النَّبيّينَ » ؛ محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولي فرستاده خدا و خاتم پيامبران است .

از اين رو لازم است همه مؤمنان ، به ويژه دانشمندان در گسترش و حفظ شريعت و دين اسلام بكوشند و با عمل به اين دو واجب ، جانشين خدا و پيامبران روي زمين باشند . و اسلام را جاودانه كنند .

معنای امر به معروف و نهی از منکر در آیات 6 و 164 از سوره انعام

بعضي به آيه « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخريَ » (51) استدلال كرده و گفته اند كه با توجه به اين آيه ، ديگر امر به معروف و نهي از منكر چه معنايي دارد ؟

جمله ي « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخريَ » پنج بار در قرآن آمده است و به اين معناست كه هيچ كس در قيامت بار گناه ديگران را بر دوش نخواهد گرفت و به گناه ديگران مؤاخذه نخواهد شد و اين به معناي بي تفاوتي در برابر گناه ديگران در دنيا نيست ، آيات امر به معروف و نهي از منكر در صدد بيان اين مطلب اند كه مسلمانان بايد درباره ي ترك معروف و ارتكاب منكر در جامعه اسلامي حساسيت داشته باشند و در صورت ترك اين دو واجب گناه كرده اند . كسي كه به اين دو واجب عمل نمي كند ، در قيامت به دليل عمل نكردن به تكليف و وظيفه خود مأخذه مي شود ، نه به دليل گناه ديگران . از اين رو ، در صورت عمل تكليف و عدم تأثير آن ، گناه ديگران در قيامت هيچ ضرري به او وارد نمي كند .

به بيان ديگر ، جمله ي « لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخريَ » در مقام بيان اين واقعيت است كه هر كسي در آخرت سرنوشتي جداگانه دارد و در آن جا محال است كه كسي در عمل ديگري سهيم گردد ؛ نه كسي  از ثمره ي كار نيكي كه خودش در آن سهمي نداشته است بهره مند مي شود و نه كسي از كيفر گناهان ديگران معذب مي گردد ؛ زيرا آخرت « يوم الفصل » است و ميان خوبان و بدان جدايي مي اندازد . در آخرت ناپاكان را بانگ مي زنند كه از مردم پاك جدا شوند : « و‌َامتَزوا اليَومَ أيَّها المُجرِمون »(52) و آيات امر به معروف و نهي از منكر ناظر به سرنوشت مشتركي است كه در زندگي دنيا حاكم است ؛ زيرا زندگي دنيا اجتماعي است و كارهاي خوب نيكوكاران در سعادت ديگران و عمل زشت بدكاران در شقاوت ديگران تأثير دارد و به دليل همين سرنوشت مشترك است كه افراد اجتماع نبايد در برابر ترك واجبات و ارتكاب گناهان بي تفاوت باشند .

 امر به معروف و نهی از منکر و آزادی دیگران

آيا امر به معروف و نهي از منكر دخالت در كار ديگران نيست و آزادي ديگران را محدود نمي كند ؟

از آن جا كه امر به معروف و نهي از منكر جنبه ي فردي ندارد و وظيفه ي اجتماعي است و در روابط انسان با ديگران معنا مي يابد ، به گونه اي دخالت در امور ديگران ( امر و نهي شونده ) به حساب مي آيد . از اين رو ، عمل كردن به اين دو واجب ، به اجازه و ولايت نياز دارد و خداوند كه بر همه ي موجودات ولايت دارد ، براي مؤمنان اين ولايت و حق قانوني را قرار داده است كه يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر كنند:

« والمُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولياءُ بَعضٍ يَأمُرونَهُم بِالمَعروفِ و يَنهَهُم عَنِ المُنكَرِ ».

پس خداوند كه ولايت همه ي مؤمنان را بر عهده دارد ، به آنها اجازه داده است كه در برابر رفتار و كردار يكديگر بي تفاوت نبوده و همديگر را امر به معروف و نهي از منكر كنند .  از سوي ديگر بايد توجه داشت هيچ جامعه اي ، آزادي مطلق انسان را نپذيرفته است و در همه جوامع با وضع قوانين براي آزادي ، حدود و مرزهايي قرار مي دهند ؛ زيرا در غير اينصورت قوام و نظام زندگي از هم مي پاشد و جامعه گرفتار هرج و مرج مي گردد . البته قوانين هر جامعه اي با جهان بيني و ارزش هاي حاكم بر آن متناسب است و در اسلام كه كمال و كرامت انسان در بندگي خدا و جلب رضايت حق است ، انسان با ايمان نمي تواند اسارت مؤمن ديگري را در غل و زنجيرهاي گناه و نافرماني خدا ببيند و از كنار آن بي تفاوت عبور كند ؛ به تعبيري مي توان گفت كه امر به معروف و نهي از منكر ، نه تنها آزادي انسان را محدود نمي كند ، بلكه آزادي و رهايي اش را از قيد و بندهاي شيطان و نفس امّاره به او هديه مي كند .

برگرفته از نرم افزار امر به معروف و نهی از منکر موسسه نورالزهراء .




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 توسط حبيب الله




 این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است


.
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته
 یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه
.
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم
 

حیوان با وجدان تر است یا صهیونیست!؟




نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم دی 1390 توسط حبيب الله



باسمه تعالی

چرایی پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر(1)

جهت تبیین این موضوع بایستی دیدگاه و نوع تفکر خود از انسان، جامعه، هستی و نفس معرفت به این موضوع را ابتدائا روشن کنیم تا بتوانیم چرایی این موضوع را دریابیم.علت این امر آن است که اگر ما به این مبانی و مبادی نپردازیم و موضع خود را در این مسائل تبیین نکنیم از مسیر حرکت و نقطه هدف هم تصویر روشنی نخواهیم داشت و تنها موج سوار خواهیم بود که در دنیای شبهات و شکیات امروزی به راحتی دیر یا زود از قافله به در شده و مسیرمان دگر خواهد شد.

این بنده برآنم طی چند یادداشت به تبیین چرایی این مهم بپردازم و نشان دهم که والله العظیم جامعه همان کشتی ای است که اگر یک نفر به خواست خود جای خودش را سوراخ کند همگی غرق میشوند.در واقع ما امر و نهی میکنیم تا هم خود بمانیم و هم به ماندن دیگری و دیگران کمک کنیم و نیز نه هر نوع ماندنی بلکه سالم ماندن در ابعاد روحانی، جسمانی و عقلانی.

اصولا در تبیین فلسفی هر موضوعی سه سؤال اصلی وجود دارد که عبارتند از‌: چیستی،چرایی و چگونگی که همان مطلب هل،مطلب ما و مطلب لم میباشند.از آنجا که مخاطبان آشنایی با چیستی این مهم دارند از پرداختن مستقل به آن خودداری کرده و وارد چرایی موضوع شده ایم.

لکن جهت اتقان مطلب بدانیم و میدانیم که امر به معروف و نهی از منکر از فروعات دین مبین اسلام بوده که در ردیف نماز و روزه و حج و امثالهم قرار دارد و حتی فراتر از این ها؛چراکه امثال شهید مطهری(ره) از آن به اصل مبقیه نظام اسلامی یاد کرده اند و امام خامنه ای (مد ظله العالی) آن را عامل حیات اجتماعی و شرط حفظ نظام اسلامی و عامل اجرایی شدن سایر احکام اسلامی میدانند.

این مهم در غرب(علوم غربی) با مفاهیمی همچون نظارت اجتماعی،سرمایه اجتماعی،مشارکت و مشارکت سیاسی،پلیس خوب و پلیس بد،جامعه مدنی،نهاد های مدنی و امثالهم جایگزین شده است.

امر به معروف و نهی از منکر در بیانی ساده یعنی هرکسی علاوه بر اینکه میخواهد خودش را در مسیر بندگی حفظ کند و سیر کمال را الی الله تعالی دنبال کند؛ به فکر دیگرافراد موجود در جامعه اش هم هست و بنا دارد علاوه بر نجات و فلاح خود دست آنها را هم گرفته و به قدر ما تیسر آن ها را هم با خود همراه کند؛ یعنی اگر معروفی را از آنها متروک دید امر به انجام کند و اگر منکری را در آنها مشهود دید نهی از انجام کند که این مهم حاصل نخواهد شد مگر اولا به معرفت و آگاهی خود این شخص به معروفات و منکرات و ثانیا اهل بودن این شخص در جرگه آمران و ناهیان که بالطبع شرایطی دارد و ثالثا کیفیت اجرا که آن هم شامل شرایطی است.

یک قدم عقب تر برویم: آیا ما واقعا میخواهیم در این زندگی دنیوی مسیر کمال الی الله را دنبال کنیم؟ممکن است بگوییم نه...،آنوقت دیگر نیازی به این مباحث نداریم و بنا به تعریف خود از زندگی در این کره آبی-خاکی دنباله رو یک مسیر خواهیم بود و حال یا با دیگران کاری نداریم و رویکرد فردگراست یا کار داریم و میخواهیم دیگران را هم مثل خودمان کنیم و لذا رویکرد جمع گراست.

این نکته را بدانیم و در ابتدای راه آن را برای خود روشن کنیم که قدرت عقل بشری را در چه حد میدانیم؟ آیا قائلیم که این عقل بشری توان تشخیص و تصمیم گیری و ارائه طریق را تا سرمنزل مقصود در خود دارد؟ حال یا به تنهایی یا با شورایی از عقل ها.

اگر پاسخ مثبت است که نهایتا در طول تاریخ رسیده ایم به مکاتبی همچون مارکسیسم و کمونیسم با مشتقات آنها از یک سو و لیبرالیسم و دموکراسی با مشتقات آنها از سوی دیگر.اینکه آیا این مکاتب و نحله های فکری راه را درست رفته اند یا نه و به چه نسبت قابل توجیه هستند و مباحثی از این دست مدنظر ما و موضوع کلام ما نیست؛چرا که از فرصت بحث خارج است و صرفا در جای جای بحث اشاراتی کوتاه به آن ها خواهیم داشت؛وگرنه در جای خود مباحث بسیار مهمی می باشند.

موضع ما این است که بشریت از حضرت آدم ابوالبشر(ع) تا آخرین نفر که حجت خدا(ع) خواهد بود علاوه بر کم و زیاد قدرت عقلانی خود، نیازمند قدرت دیگری به نام وحی خواهد بود تا بتواند در ترکیبی مناسب و بجا از این دو رسول ظاهری و باطنی، مسیر را تشخیص داده و به سرمنزل مقصود برسد إن شاء الله.

موضع ما این است که آدمی را از خلقتش برنامه و هدفی است و عبث و برای لهو و لعب آفریده نشده است همانگونه که هیچ یک از مخلوقات اینگونه نیست.

موضع ما این است که این مخلوقات،این آسمان ها و زمین،این سیارات و ستارگان همگی مخلوق قدرتی ازلی و ابدی و غیر مادی ولی قابل شناخت و درک به اوصاف هستند که الله نام دارد و همه چیز از اوست و به او باز میگردد و ورای طبیعتی است که اندیشمندان غربی به آن رسیده اند؛قدرتی مابعد الطبیعه که احد و واحد است، صمد است و چون اویی نیست.

موضع ما این است که این انسان از مخلوقات مهم و صاحب اراده الهی می باشد که آمده تا به کمال برسد و این دنیا را مزرعه آخرت میداند و لذا معتقد است سرای آخرت که سرای ابدی اوست از نحوه زیستن در همین دنیای موقتی و فانی حاصل میشود و آن عین عمل او در این است.

موضع ما این است که این انسان مدنی بالفطره و مستخدم بالطبع است و در این حیات اجتماعی خود مسترشد بالطبع است و آمده که حول معصومی،حول انسان کاملی،حول حجت اللهی گرد آید و مدام تلاش کند تا مثل او شود و از این طریق به کمال رسد.

موضع ما این است که این مرشد حجت خداست و معصوم است و نصب الهی است و به عنوان ثقل اصغر آمده تا تفسیری درست و مطابق با تأویل از ثقل اکبر نازل شده از سوی الله سبحانه و تعالی یعنی قرآن کریم  ارائه کند تا این بشریت در مسیر درست گام بردارد و به سلامت به کمال الهی و سرمنزل مقصودش برسد.

موضع ما این است که در این دنیا یک حق وجود دارد که صراط مستقیم است و مابقی هرچه هست باطل است با کم و زیاد در انحرافش و هنر ما این است که در این فضای غبارآلود،از باطل ها عبور کرده و به حق برسیم که حق هم همین است.

موضع ما این است که این حق در دین مبین اسلام موجود است و بر ما فرض است که آن را به نهایت دقت و وسعت بشناسیم و عامل به آن باشیم تا خدای متعال و حجتش از ما راضی بوده و ما هم به کمال مطلوب برسیم؛ پس شناخت دین بر هر فردی از بشریت فرض است و انبیاء و رسولان و امامان و علمای ربانی و به طور کلی "الراسخون فی العلم" آمده اند تا کمک ما باشند در این مسیر البته اگر خود بخواهیم و این وجدان را بصیر کنیم... .

برگردیم به حال: همانطور که اشاره شد امر به معروف و نهی از منکر از فروعات دین مبین اسلام است که بر هر فرد مسلمانی فرض است که آن را به وقتش و وسعش انجام دهد و باید انجام دهد چرا که در واجبات و محرمات عمل به آن واجب است همانند نماز و روزه و فکر نمیکنم کسی در این مهم شکی به خود راه دارد.                                                                                                                                                   ادامه دارد...




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 توسط حبيب الله



 

 

                           http://www.rohama.org/fa/pages/content.php?id=874

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم آذر 1390 توسط حبيب الله







نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط حبيب الله


آخرين مطالب


درباره وبلاگ
منوي اصلي
آرشيو مطالب
پيوند ها